است‌). مثلاً توجيه تحولات فلسفه‌ٴ قرون وسطا از اين زمان به‌بعد، بدون عطف توجه به پيچيدگي‌ها و به انگيزه‌ها و رقابت‌هايي كه اين دو سازمان مبارز موجب آن بودند، غير ممكن است‌.
اولاً آنان در بسط آموزش و پرورش‌، كه از آن پس در اروپا صورت گرفت‌، شركت جستند. عصر مورد بحث ما، شاهد افزايش چشمگير دانشجويان دانشگاه‌ها بود، ولي تا جايي كه به‌ مردان مربوط مي‌شد بيشتر جنبه‌ٴ كمي داشت تا كيفي‌، و حتي آموزش عالي زنان هم تازگي‌ نداشت‌. براي درك كامل انقلاب آموزشي سده‌ٴ سيزدهم‌، انسان بايد سعي كند ايجاد قريب پانزده‌ دانشگاه را در چهار كشور، آن هم در زماني كه چنين موقعيت‌هايي‌، جز در چند نقطه‌، رويايي‌ بيش نبود، به‌خاطر آورد. راهبان در كمك كردن به ايجاد موٴسسات جديد درنگ نكردند و فوراً بر آن شدند تا در آنها جاي پاهايي به‌دست آورند. آنان عموماً موفق شدند، هرچند با مبارزه و جدال‌. دومينيكيان در 1229 و 1231، دو كرسي در دانشكده‌ٴ الهيات پاريس به‌دست آوردند و اندكي بعد فرانسيسيان به كرسي سوم دست يافتند. آنان به كاميابي‌هاي فراوان ديگري نيز رسيدند، ولي اينها چشمگيرترين و دور از دسترس‌ترين آنها بود، چون دانشكده‌ٴ پاريس در آن‌ زمان‌، مركز عمده‌ٴ كلام مسيحي در غرب بود. هر آموزه‌اي كه در اين كرسي‌ها تعليم داده مي‌شد انتشار وسيعي مي‌يافت و به كمترين بهانه‌اي از بازتابي جهاني برخوردار مي‌گشت‌.
رقابت‌هاي ميان فرانسيسيان و دومينيكيان فقط به زمينه‌هايي محدود نمي‌شد كه طبعاً دو سازمان نيرومند و پيشرو را دربر مي‌گرفت‌، بلكه بر اثر سوءتفاهم‌هاي ناشي از تمايلات مختلف‌ تشديد و تسريع مي‌شد. بعداً، در اين باره بيشتر بحث خواهد شد، و در حال حاضر كافي است‌ تفاوت ميان رفتار و كردار آنان از نظر يكي از قديمي‌ترين تمايزات فلسفي ذكر شود: فرانسيسيان‌، افلاطوني بودند و دومينيكيان‌، ارسطويي‌.
فرانسيسيان يا برادران خاكستري‌، و دومينيكيان يا برادران سياه مهم‌ترين ((چهار فرقه‌ٴ سائلان‌)) بوده‌اند و هستند. دو فرقه‌ٴ ديگر هم مقارن همان زمان‌، پديد آمدند. كرمليان يا برادران سفيد، ابتداي پيدايششان در نيمه‌ٴ سده‌ٴ دوازدهم‌، در جبل كرمل بود، ولي نخستين بار در حدود 1210، سازمان يافتند؛ از اين رو، تشكيل سازمان برادران سفيد هم قديمي‌تر از برادران خاكستري نيست‌. نخستين رهبر آنان در فلسطين برتولد كالابريايي بود، ولي سازمانشان تا وقتي كه متوجه غرب‌ شد رونق چشمگيري نداشت‌. عجيب است كه نخستين اجتماع بزرگ اينان در انگلستان تشكيل‌ شد (1245) و نخستين رهبر بزرگشان قديس سيميون استاك بود. اين فرقه مخصوصاً در انگلستان توفيق يافت‌، دست كم تا نيمه‌ٴ سده‌ٴ شانزدهم‌، يعني هنگامي كه در اسپانيا احيا شد. چهارمين فرقه‌ٴ سائلان‌، يعني فرقه‌ٴ اوگوستيني‌، مربوط به نيمه‌ٴ سده‌ٴ سيزدهم است‌؛ اين‌ جديدترين فرقه بود و اهميت كمتري داشت‌. با اين همه مورخ فرهنگ نمي‌تواند فراموش كند از ميان اوگوستينيان بود كه كمتر از سه سده‌ٴ بعد، بزرگترين قهرمان اصلاح ديني‌، يعني مارتين لوتر،